یعقوب کریمپور با اتهام واهی «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد؛ انسانی مستأجر، بیکار و دارای معلولیت شدید که در روایت صوتی خود از شکنجه، محرومیت از دارو، فشارهای جسمی و روانی و بازجویی از همسرش در اتاقی دیگر سخن میگوید. این صدا، فقط روایت یک زندانی از رنج شخصی نیست؛ سندی تکاندهنده از خشونت حکومتی است که نخست انسان را از حق دفاع، سلامت، امنیت و کرامت محروم میکند و سپس نام این فرایند را «اجرای عدالت» میگذارد.
جمهوری اسلامی حیات یعقوب کریمپور را سلب کرد، اما پیش از آن، با شکنجه، تحقیر، محرومیت درمانی و فشار بر خانواده، کرامت انسانی او را هدف گرفت. شنیدن این صدا آسان نیست؛ زیرا در هر جمله آن، درد انسانی دیده میشود که در برابر دستگاهی بیرحم تنها مانده بود.
هانا انتشار و شنیدن این روایت را یادآوری مسئولیتی انسانی و حقوقی میداند: نباید اجازه داد صدای قربانیان اعدام، شکنجه و سرکوب در سکوت دفن شود. یعقوب کریمپور فقط یک نام در فهرست اعدامشدگان نیست؛ او شاهد زندهای است بر ماهیت دستگاهی که برای بقای خود، از رنج انسان، شکنجه خانواده و مرگ بیگناهان ابزار میسازد.
