ندا جلیلیان، زن ۲۶ ساله و مادر یک دختر چهار ساله، روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ در شهرستان ملکان به دست همسرش کشته شد. او اهل روستای اوچتپه بوکان و ساکن ملکان بود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، همسر ندا ابتدا او را بهشدت مورد ضربوشتم قرار داده و سپس حلقآویز کرده است. متهم پس از قتل کوشیده بود با صحنهسازی، مرگ همسرش را خودکشی جلوه دهد، اما در پی بررسی شواهد و اعلام نظر پزشکی قانونی، به اتهام قتل بازداشت شد.
تقلیل چنین جنایت هولناکی به عبارت مبهم «اختلافات خانوادگی»، ماهیت جنسیتمحور آن را پنهان میکند. آنچه رخ داده یک مشاجره خصوصی میان دو فرد برابر نیست، بلکه زنکشی و شدیدترین نمود خشونت مردسالارانه علیه زنان است. ادبیات «اختلاف خانوادگی» با عادیسازی خشونت، مسئولیت مرتکب و ساختارهایی را که زمینه استمرار آن را فراهم میکنند، به حاشیه میراند.
در ایران، نبود قانونی جامع و مؤثر برای پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت فوری از زنان، آنان را در برابر خشونت مردان خانواده بیپناه گذاشته است. این خلأ قانونی با نظامی فقهی و حقوقی پیوند خورده که در بسیاری از حوزهها برای زن فردیت، اختیار و هویتی مستقل و برابر به رسمیت نمیشناسد و اقتدار مرد را در خانواده تثبیت میکند. در چنین ساختاری، خشونت خانگی اغلب تا پیش از وقوع قتل، مسئلهای خصوصی تلقی میشود و مداخله مؤثر زمانی صورت میگیرد که دیگر امکان نجات قربانی وجود ندارد.
هانا قویا تصریح میدارد که قتل ندا جلیلیان «اختلاف خانوادگی» نبوده و و مصداق بارز زنکشی است.
