گزارش هانا از ناپدیدسازی قهری آرمان خالق‌پناه؛ هفت ماه بی‌خبری و امتناع از پاسخگویی

بر اساس اطلاعات رسیده به سازمان حقوق بشر هانا، با گذشت حدود هفت ماه از بازداشت آرمان خالق‌پناه، شهروند ۳۵ ساله اهل سقز، محل نگهداری و سرنوشت او همچنان نامعلوم است. خانواده وی طی این مدت بارها به مراجع قضایی و امنیتی در سقز، سنندج و تهران مراجعه کرده‌اند، اما هیچ نهاد رسمی تاکنون مسئولیت اعلام محل نگهداری، وضعیت جسمانی یا مبنای ادامه محرومیت او از آزادی را بر عهده نگرفته است.

آرمان خالق‌پناه روز ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ همراه با شیخ زاهد شهابی، هنگام ورود به سقز، توسط نیروهای اطلاعات سپاه محاصره شد. بنا بر اطلاعات دریافتی هانا، مأموران بدون اخطار قبلی به خودروی آنان تیراندازی کردند و آرمان خالق‌پناه از ناحیه کمر به پایین مجروح شد. وی سپس توسط نیروهای امنیتی به محل نامعلومی انتقال یافت. شیخ زاهد شهابی نیز بازداشت و به زندان مرکزی سقز منتقل شد، اما از همان روز هیچ محل رسمی برای نگهداری آرمان خالق‌پناه اعلام نشده است.

حدود دو ماه بعد، نامه‌ای مبنی بر انتقال او به قرنطینه زندان مرکزی قروه صادر شد، اما مسئولان این زندان در پی مراجعه خانواده اعلام کردند که وی به آنجا منتقل نشده است. خانواده او در ادامه ناچار شده‌اند برای یافتن نشانی از فرزندشان حتی قبرستان‌های استان کردستان را جست‌وجو کنند. آخرین استعلام از ثبت احوال در ۱۱ مهر ۱۴۰۵ نیز نشان داده است که وضعیت وی همچنان «در قید حیات» ثبت شده است. آرمان خالق‌پناه هنگام بازداشت مدرک هویتی همراه نداشته و در تمام این مدت هیچ نهاد رسمی برای دریافت مدارک هویتی یا روشن کردن وضعیت او با خانواده تماس نگرفته است.

مجموع این واقعیات، یعنی بازداشت توسط مأموران منتسب به یک نهاد دولتی، انتقال فرد مجروح به محل نامعلوم، قطع کامل ارتباط با خانواده، عدم اعلام محل نگهداری و امتناع مستمر مراجع رسمی از روشن کردن سرنوشت او، عناصر جدی ناپدیدسازی قهری را در این پرونده پدید آورده است. ناپدیدسازی قهری در حقوق بین‌الملل صرفاً یک بازداشت غیرقانونی نیست؛ محروم کردن شخص از آزادی و سپس پنهان کردن سرنوشت یا محل او، فرد را عملاً از حمایت قانون خارج می‌کند و مجموعه‌ای از حقوق بنیادین، از جمله آزادی و امنیت شخصی، تمامیت جسمانی، دسترسی به حمایت قضایی و در مواردی حق حیات را در معرض نقض قرار می‌دهد. در صورت تحقق شرایط خاص حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی، چنین رفتاری می‌تواند به عنوان جنایت علیه بشریت نیز مطرح شود.

ناپدیدسازی افراد در بازداشت نهادهای حکومتی در ایران پدیده‌ای تازه نیست و موارد آن طی دهه‌های گذشته در اسناد و پرونده‌های سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل ثبت شده است. به همین دلیل، سکوت چندماهه درباره سرنوشت فردی که آخرین بار مجروح و در اختیار یک نهاد امنیتی دیده شده، نمی‌تواند با عنوان محرمانگی یا امنیتی بودن پرونده توجیه شود. هیچ ملاحظه امنیتی مجوز حذف یک انسان از نظام ثبت قضایی، قطع ارتباط او با جهان خارج و بی‌خبر گذاشتن خانواده از زنده بودن، محل نگهداری یا وضعیت جسمانی وی نیست.

این وضعیت حتی بر اساس قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز غیرقابل توجیه است. اصل ۳۲ قانون اساسی و مواد ۴۹ تا ۵۳ قانون آیین دادرسی کیفری، بازداشت و نگهداری اشخاص را تابع ثبت، اطلاع‌رسانی، نظارت قضایی و رعایت حقوق فرد تحت نظر کرده‌اند. ضابطان مکلف‌اند مشخصات و علت تحت نظر قرار گرفتن شخص را در کوتاه‌ترین مهلت به دادسرا اعلام کنند و دادستان مسئول نظارت بر قانونی بودن این وضعیت است. پس از هفت ماه، پرسش دیگر صرفاً این نیست که آرمان خالق‌پناه کجاست؛ پرسش این است که بازداشت او در کدام مرجع قضایی ثبت شده، چه مقام قضایی بر نگهداری وی نظارت داشته، چه قرار قانونی درباره او صادر شده و کدام نهاد آخرین بار مسئول تحویل و نگهداری او بوده است.

اطلاعات سپاه، که بر اساس اطلاعات موجود بازداشت اولیه به نیروهای آن منتسب است، موظف به پاسخگویی درباره محل انتقال، وضعیت جسمانی و زنجیره تحویل آرمان خالق‌پناه است. هر نهاد امنیتی دیگری، از جمله وزارت اطلاعات، چنانچه او را تحویل گرفته، نگهداری کرده یا اطلاعاتی درباره سرنوشت وی در اختیار داشته باشد، نمی‌تواند با استناد به محرمانگی از پاسخگویی به مرجع قضایی و خانواده خودداری کند. مواد ۲۸ و ۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری نیز مأموران این نهادها را در مقام ضابط تحت نظارت دادستان قرار داده است. بنابراین استمرار این وضعیت، مسئولیت دادستان را نیز مستقیماً مطرح می‌کند و سکوت دستگاه قضایی در برابر ناپدید شدن فردی در بازداشت امنیتی قابل پذیرش نیست.

سازمان حقوق بشر هانا ناپدید ماندن آرمان خالق‌پناه و امتناع مستمر نهادهای مسئول از اعلام سرنوشت او را به شدت محکوم می‌کند و خواستار اعلام فوری محل نگهداری و وضعیت جسمانی وی، دسترسی او به خانواده و وکیل، انجام معاینه پزشکی مستقل و تحقیق قضایی درباره تیراندازی هنگام بازداشت و مسیر انتقال اوست. دادستانی موظف است بدون هیچ تعلل، تمام سوابق بازداشت، انتقال و نگهداری وی را بررسی و مسئولیت هر مقام یا نهادی را که در پنهان ماندن سرنوشت او نقش داشته روشن کند.

تا زمانی که محل و سرنوشت آرمان خالق‌پناه به صورت رسمی و قابل راستی‌آزمایی روشن نشده است، هانا این پرونده را به عنوان یک مورد جدی ناپدیدسازی قهری پیگیری خواهد کرد. هیچ نهاد امنیتی و هیچ مقام قضایی نمی‌تواند انسانی را بازداشت کند و سپس وجود او را پشت دیوار سکوت، محرمانگی و بی‌پاسخی پنهان سازد. چنین وضعیتی تعرض مستقیم به حاکمیت قانون و حقوق بنیادین فردی است که تحت اقتدار دولت قرار گرفته و دولت نسبت به جان، سلامت و سرنوشت او مسئول است.

مقالات مرتبط

پر بیننده ترین ها